نوشته: مرد عاشق بود، نقطه!
و همدست شقايق بود، نقطه!
همان مردی که مُرده بر سر دار...
همان مردی که مُرده بر سر دار...
و سطر بعد، هقهق بود، نقطه!
***
!نوشته: با همين پرواز، نقطه
!برايم پست کن يک ساز، نقطه
که اينجا هر پری يک ساز دارد
که اينجا هر پری يک ساز دارد
!همه جز من ... سه نقطه، باز نقطه
***
نوشته: تارت افتاده، شکسته
و هر چيزی خدا داده شکسته
!و يادش رفته نقطه آخر خط
!و يادش رفته نقطه آخر خط
!و رسم شعر را ساده شکسته
سروده علیرضا لبش
www.az-boodan-va-soroodan.com
سروده علیرضا لبش
www.az-boodan-va-soroodan.com
3 نظرات:
سلام مومن ... احوال یاران چه شد نقطه . یاران یار را چه شد نقطه . کوچکیم را به بزرگی خویش ببخشایید نقطه .چمچاره گرفته در دست با کاسه ای خالی نقطه سر خط .چه باید کرد برای رهایی نقطه .مشتاق دیدار در جستجو ی یار نقطه . بدرود نقطه سرخط .
بنام او که اروند را می خواند تا در کناره های اروند شاید آرام گیرد . به نام آنکه می دانست نمی تواند خسته نشود و به نام آنکه خواهد آمد . بدرود
ma mikhahimat baradar jan
ارسال يک نظر