12.27.2005

خیال

من در خیال خودم باد می کشم
از پرده خیال می گذرم یاد می کشم
تا یک پرنده در آسمان خاطرم بپرد
من ذوق می کنم و پرواز می کشم
در خلوت آرام و خیالات شبانه
طوبای سرشک و دل سرشار می کشم
از اشک دو دیده ، چمن ابروی دلدار
بستان تبسم ، تیشه فرهاد می کشم
پروای کسی نیست در بین قلم ها
با سر قلم عشق آنچه شود شاد می کشم
بی نام تو این بیت کجا چنک به دل زد
با شعر خود امشب وه که فریاد می کشم...!؟